<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دفتر سرخ - شعرهای زنده یاد ابوالفضل سپهر</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com</link>
<description>اتل متل ابوالفضل</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 04 Dec 2018 05:35:04 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title> حرامیان حرامتان(ابوالفضل سپهر)</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/20</link>
<description>به جبهه ها، رشادتم به سالها اسارتم خنده صبح و شامتان حرامیان، حرامتان اشک دو چشم رهبرم خون چکیده از سرم شهد شده به کامتان حرامیان، حرامتان داس عدو به گردنم شخم عدو بر بدنم گندم بی همتتان حرامیان، حرامتان ماهی شط خون چه شد؟ عشق چه شد؟جنون چه شد؟ دور شده ز کامتان حرامیان، حرامتان عبد چه شد؟ خدا چه شد؟ دیانت و رضا چه شد؟ گسیخته لجامتان حرامیان، حرامتان هم نفس آه که شد؟ یوسف صد چاه که شد؟ پله و نردبانتان حرامیان، حرامتان همسفران همنفس پریده از کنج قفس مرغ هوس</description>
<pubDate>Tue, 04 Dec 2018 05:35:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/20</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم/ بوسه عاشقونه + دانلود</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/19</link>
<description>ابراهیم شیشه‌گر خواننده جوان استان فارسی به مناسبت فرا رسیدن «روز آزادسازی خرمشهر» آهنگ جدیدی را با عنوان «بوسه عاشقونه» منتشر کرده است. دانلود</description>
<pubDate>Sun, 17 Jun 2018 06:00:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/19</guid>
</item>
<item>
<title> اتل متل شهادت.... </title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/18</link>
<description>جماعت تو جاده.... تاریکی خیلی آشناست حرفای ایندفعه هم فقط برای شماست کجا رفته دینتون؟ چند از شما خریدن که تو دانشگاهمون چادر زسر کشیدن به جایی که صورتت، سرخ شه و آب شی، از شرم میگی کاری نکرد که .... تازه استاد، دمت گرم! دارم واسه کی میگم وقتی که شهر تو خوابه به عینه گفتند رسول(ص) دروغه و سرابه یه دفعه چی شد خدا؟ که دلهامون جدا شد یعنی با یک ماهواره . مسلمون بی خدا شد؟ چه جوریه؟ که خورشید مونده از جاده حیرون که روزهای جاده هم تاریکه و بی نشون شاید برای اینه</description>
<pubDate>Thu, 05 Jan 2017 05:03:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/18</guid>
</item>
<item>
<title>آهنگ دارا و سارا با صدای ابراهیم شیشه گر و شعر ابولفضل سپهر</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/17</link>
<description>یکی از نقاط عطف دوران شروع انقلاب اسلامی در ایران سرودهایی است که توسط برخی از گروه های دانش آموزی و تشکل ها و نهادهای اجتماعی خوانده می شد و به نوعی ایجاد شور و نشاط انقلابی در قشر جوان و مردم کشورمان داشت، و روحیه ی مقاومتی و ایستادگی را در روح مردم تزریق می نمود. در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز سرودن ترانه هایی با محتوای ارزشی ادامه داشت و کشور از لحاظ تولید موسیقی مطابق با سبک و سیاق مردم جامعه و آرمانهای آن خود کفا بود.</description>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 11:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title>سالگرد ابوالفضل</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/16</link>
<description>سالگرد ابوالفضل امسال هم صدا و سیما یادی از ابولفضل نکرد ....</description>
<pubDate>Sun, 28 Sep 2008 09:30:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>مراسم خاکسپاری</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/15</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 24 Jan 2007 06:17:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>الو الو کربلا</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/7</link>
<description>اتل متل یه بابا ، غریب و زار و بیمار اتل متل یه مادر ، یه مادر فداکار اتل متل بچه ها ، که اونا رو دوست دارن آخه بغیر از اونا ، هیچ کسی رو ندارن مامان بابا رو می خواد ، بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتها ، بابا چه مهربونه وقتی که از درد سر ، دست میذاره رو گیج گاش اون بابای مهربون ، فوحش میده به بچه هاش همون وقتی که هر چی ، جلوش باشه میشکنه همون وقتی که هر کی ، پیشش باشه میزنه غیر خدا و مادر ، هیچ کسی رو نداره اون وقتی که بابا جون ، موجی میشه دوباره دویدم و</description>
<pubDate>Fri, 12 Jan 2007 13:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>اتل متل يه شاعر</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/14</link>
<description>شعری بیاد مرحوم اباالفضل سپهر اسم خداي رحمان اول قصّه ي ماست قصّه ي قصّه گوي قصّه هاي غصّه هاست _ اتل متل يه شاعر، پر از شوره و احساس قصّه مي گه ز نرگس قصّه اي از گل ياس _ اتل متل يه شاعر مهربون و با صفا هميشه مي نويسه اون براي بچه ها _ اتل متل يه شاعر که درد جبهه داره اتل متل مي خونه قصّه داره دوباره _ اتل متل يه شاعر ضد ثموده و عاد راوي يک حماسه مثل حضرت سجاد _ همون که شام و کوفه شور و غوغا به پا کرد با خطبه هاش اون جاها عالمو کربلا کرد _ شاعر قصه ي ما</description>
<pubDate>Fri, 12 Jan 2007 13:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>اتل متل يه شاعر</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/11</link>
<description>اتل متل يه شاعر اسم خداي رحمان اول قصّه ي ماست قصّه ي قصّه گوي قصّه هاي غصّه هاست _ اتل متل يه شاعر، پر از شوره و احساس قصّه مي گه ز نرگس قصّه اي از گل ياس _ اتل متل يه شاعر مهربون و با صفا هميشه مي نويسه اون براي بچه ها _ اتل متل يه شاعر که درد جبهه داره اتل متل مي خونه قصّه داره دوباره _ اتل متل يه شاعر ضد ثموده و عاد راوي يک حماسه مثل حضرت سجاد _ همون که شام و کوفه شور و غوغا به پا کرد با خطبه هاش اون جاها عالمو کربلا کرد _ شاعر قصه ي ما اون شاعر_ شهيدا</description>
<pubDate>Fri, 12 Jan 2007 13:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>بوسه عاشقونه</title>
<link>https://daftaresorkh.blogfa.com/post/12</link>
<description>آي قصه قصه قصه نون و پنير و پسه هيچ تا حالا شنيدي تانکا بشن قناصه؟ ميدوني بهضي وقتا تانکا قناصه بودن تا سري رو مي ديدن اون سر و مي پپروندن سه راه شهادت کجاست؟ ميدو ني دوشکا چيه؟ ميدوني تانک يعني چي؟ يا آر.پي. جي زن کيه؟ آر.پي.جي زن بلند شد &quot;وما رَميتَ &quot; رو خوند تانک اونو زودتر زد يه جفت پوتين ازش موند يه بچه بسيجي اونور ميدونه مين زير شنيهاي تانک له شده بود رو زمين خودم تو ديده باني با دوربين قرارگاه رفيقمو مي ديدم تو گودي قتلگاه آر.پي.جي تو سرش خورد سرش</description>
<pubDate>Fri, 12 Jan 2007 08:36:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>daftaresorkh</dc:creator>
<guid>daftaresorkh.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
</channel>
</rss>
