حرامیان حرامتان(ابوالفضل سپهر)

به جبهه ها، رشادتم
به سالها اسارتم
خنده صبح و شامتان
حرامیان، حرامتان

اشک دو چشم رهبرم
خون چکیده از سرم
شهد شده به کامتان
حرامیان، حرامتان

داس عدو به گردنم
شخم عدو بر بدنم
گندم بی همتتان
حرامیان، حرامتان

ماهی شط خون چه شد؟
عشق چه شد؟جنون چه شد؟
دور شده ز کامتان
حرامیان، حرامتان

عبد چه شد؟ خدا چه شد؟
دیانت و رضا چه شد؟
گسیخته لجامتان
حرامیان، حرامتان

هم نفس آه که شد؟
یوسف صد چاه که شد؟
پله و نردبانتان
حرامیان، حرامتان

همسفران همنفس
پریده از کنج قفس
مرغ هوس به بامتان
حرامیان، حرامتان

طبع شکم باره تان
مرکب راه وارتان
قرعه که زد به نامتان؟
حرامیان، حرامتان

جبهه به خون کشیده شد
حنجره بس دریده شد
طراوت کلامتان
حرامیان، حرامتان

راهی صد کمین که شد؟
معبر روی مین که شد؟
معبر زیر گامتان
حرامیان، حرامتان

خانه ام افروخته شد
بام به کف دوخته شد
امنیت خانه تان
حرامیان، حرامتان

کشته صد پاره که شد؟
به خصم دون چاره که شد؟
دوامتان، دوامتان
حرامیان، حرامتان

برف من و بام شما
درد من و دام شما
وسعت بام و دامتان
حرامیان، حرامتان

خنده به اشک مادرم
نمک به زخم همسرم
مادرتان، همسرتان
حرامیان، حرامتان

فیلم/ بوسه عاشقونه + دانلود

 

ابراهیم شیشه‌گر خواننده جوان استان فارسی به مناسبت فرا رسیدن «روز آزادسازی خرمشهر» آهنگ جدیدی را با عنوان «بوسه عاشقونه» منتشر کرده است.
 
 
 

 

 

 

 

 

اتل متل شهادت....

 

 

جماعت تو جاده.... تاریکی خیلی آشناست

حرفای ایندفعه هم فقط برای شماست

                                      کجا رفته دینتون؟ چند از شما خریدن

                                      که تو دانشگاهمون چادر زسر کشیدن

به جایی که صورتت، سرخ شه و آب شی، از شرم

میگی کاری نکرد که .... تازه استاد، دمت گرم!

                                      دارم واسه کی میگم وقتی که شهر تو خوابه

                                      به عینه گفتند رسول(ص) دروغه و سرابه

یه دفعه چی شد خدا؟ که دلهامون جدا شد

یعنی با یک ماهواره . مسلمون بی خدا شد؟

                                      چه جوریه؟ که خورشید مونده از جاده حیرون

                                      که روزهای جاده هم تاریکه و بی نشون

شاید برای اینه ، که چشمامون رو بستیم

یا تو شک خداوند ، تو دوراهی نشستیم

                                      بغض توی گلو هم انگاری دیگه مرده

                                      نگفته های قبلی حالا شده یه عقده

 آرزوهای ما شد همش خیالات خام

تو این کویر فقط من، یک آرزو رو میخوام

                                     همون که خیلی وقته رنگ جدایی شده

                                     همون که دیگه ، برام تیر رهایی شده

آرزوی پریدن فقط میخواد سعادت

کاشکی که قسمت بشه ، اتل متل شهادت

 

آهنگ دارا و سارا با صدای ابراهیم شیشه گر و شعر ابولفضل سپهر

یکی از نقاط عطف دوران شروع انقلاب اسلامی در ایران  سرودهایی است که توسط برخی از گروه های دانش آموزی و تشکل ها و نهادهای اجتماعی خوانده می شد و به نوعی ایجاد شور و نشاط انقلابی در قشر جوان و مردم کشورمان داشت، و روحیه ی مقاومتی و ایستادگی را در روح مردم تزریق می نمود.

در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز سرودن ترانه هایی با محتوای ارزشی ادامه داشت و کشور از لحاظ تولید موسیقی مطابق با سبک و سیاق مردم جامعه و آرمانهای آن خود کفا بود. «موسیقی ارزشی» آن هم با سبک و سیاق «حاج صادق آهنگران» سهم عظیمی در گوش زد کردن غیرت جوان ایرانی برای مقابله با دشمنان را بر عهده داشت.

اما وقتی دوران هشت ساله ی دفاع به اتمام رسید موسیقی مقاومتی در کشور رو به افول رفت. این اتفاق همزمان بود با ورود موج موسیقی های پاپ غربی با سبک های مختلفی که هیچ تناسبی با رسومات ملت انقلابی ایران نداشت. دیگر خبری از روحیه‌ی مقاومتی در آهنگها  و تبیین مضامین ارزشی نبود. مفاهیمی  به خورد جوانان داده می شد  که متاثر از سبک زندگی غربی بود. ولی این آن هدف ی نبود که ما در پی آن بودیم. 

سال‌های رکود ادامه داشت تا این‌که در سالهای اخیر ناگهان کشور ما با رویش ها متعددی در زمینه های مختلف از جمله موسیقی روبرو شد. حامد زمانی جدی ترین خواننده این جریان نوشکفته انقلاب است و سبک کاری او ترویج روحیه‌ی مقاومتی در جهت نشر آرمان‌های نظام اسلامی است.

گرچه در ابتدای کار، او از غربت و تنهایی در این عرصه گلایه‌مند بود اما حالا حامد زمانی دیگر تنها نیست. خوانندگان جوان و انقلابی به این عرصه ورود کردند تا در این مسیر فرهنگی بار موسیقی انقلابی به دوش یک نفر نباشد.

ابراهیم شیشه‌گر هم یکی دیگر از این جوان‌هاست. او  با همکاری دوستانش قطعه ای به مناسبت هفته دفاع با عنوان دارا و سارا خوانده است. 

دارا و سارا اولین کار شیشه گر است، که باید به او خدا قوت گفت و صدایش را شنید.

 

دانلود 

 

سالگرد ابوالفضل

سالگرد ابوالفضل

امسال هم صدا و سیما یادی از ابولفضل نکرد ....

مراسم خاکسپاری

الو الو کربلا

اتل متل یه بابا ، غریب و زار و بیمار
اتل متل یه مادر ، یه مادر فداکار

اتل متل بچه ها ، که اونا رو دوست دارن
آخه بغیر از اونا ، هیچ کسی رو ندارن

مامان بابا رو می خواد ، بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتها ، بابا چه مهربونه

وقتی که از درد سر ، دست میذاره رو گیج گاش
اون بابای مهربون ، فوحش میده به بچه هاش

همون وقتی که هر چی ، جلوش باشه میشکنه
همون وقتی که هر کی ، پیشش باشه میزنه

غیر خدا و مادر ، هیچ کسی رو نداره
اون وقتی که بابا جون ،  موجی میشه دوباره

دویدم و دویدم ،سر کوچه رسیدم
بند دلم پاره شد ، از اون چیزی که دیدم

بابام میون کوچه ، افتاده بود رو زمین
مامان هوار میزد ، شوهرم رو بگیرید

مامان با شیون و داد ، می زد توی صورتش
قسم می داد بابا رو ، به فاطمه به جدش

تو رو خدا مرتضی ، زشت میون کوچه
بچه داره میبینه ، تو رو بجون بچه

بابا رو دوره کردن ، بچه های محله
بابا یهو دویدو ، زد تو دیوار با کله

هی تند و تند سرش رو ، بابا می زد تو دیوار
قسم می داد حاجی رو ، حاجی گوشی رو بردار

نعره های بابا جون ، پیچید یهو تو گوشم
الو الو کربلا ، جواب بده بگوشم

مامان دوید و از پشت ، گرفت سر بابا رو
بابام با گریه می گفت ، کشتند بچه هارو

بعد مامانو هلش داد ، خودش خوابید رو زمین
گفت که مواظب باشید ، خمپاره زد بخوابین

الو الو کربلا ، پس نخودا چی شدن
کمک می خوام حاجی جون ، بچه ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد ، هی سرش رو تکون داد
رو به تماشا چیا ، چشماشو بست و جون داد

بعضی تماشا کردن، بعضی فقط خندیدن
اونایی که از بابام، فقط امروز رو دیدن

سوی بابام دویدم، بالا سرش رسیدم
از درد غربت اون، هی به خودم پیچیدم

درد و غربت بابام، نشونه های درده
درد و غربت بابام، غنیمت از نبرده

شرافت و خون دل، نشونه های مرده


ای اونایی که امروز، دارین بهش می خندین

برای خنده هاتون ، دردشو می پسندین


امروزشو نبینید ،بابام یه قهرمونه

یه روز به هم میرسیم ، بازی داره زمونه


موج بابام کلیدهِ قفل در بهشته

درو کنه هر کسی ، هر چیزی رو که کشته


یه روز پشیمون میشین ، که دیگه خیلی دیره

گریه های مادرم ، یقتو نو می گیره


بالا رفتیم ماسته ، پایین اومدیم دوغه

مرگ و معاد و اغبا ، کی میگه که دروغه

 

اتل متل يه شاعر

 شعری بیاد مرحوم اباالفضل سپهر

اسم خداي رحمان
اول قصّه ي ماست
قصّه ي قصّه گوي
قصّه هاي غصّه هاست
_
اتل متل يه شاعر،
پر از شوره و احساس
قصّه مي گه ز نرگس
قصّه اي از گل ياس
_
اتل متل يه شاعر
مهربون و با صفا
هميشه مي نويسه
اون براي بچه ها
_
اتل متل يه شاعر
که درد جبهه داره
اتل متل مي خونه
قصّه داره دوباره
_
اتل متل يه شاعر
ضد ثموده و عاد
راوي يک حماسه
مثل حضرت سجاد
_
همون که شام و کوفه
شور و غوغا به پا کرد
با خطبه هاش اون جاها
عالمو کربلا کرد
_
شاعر قصه ي ما
اون شاعر_ شهيدا
پرستو شده حالا
جماعت بچه ها
_
چن ماه پيش مي گفتن
بستري و بيماره
مدتيه شاعرِ
ما کليه نداره
_
شاعر قصه ي ما
ابوالفضل سپهره
هموني که باني
اتل متل تو شعره
_
اتل متل يه بابا...
اتل متل راحله...
اتل متل يه مادر...
اتل متل يه جعبه...

يه موقعي با شعراش
شور و غوغا به پا کرد
ياد هزار تا مجروح
يادي ز لاله ها کرد
_
ياد اونا که رفتن
تو ذهن بچه ها کرد
ناله ز بي مهريِ
مردم و با اون ها کرد
_
شور توي دل ها انداخت
با لحن بچه گونه
به ياد ما ها انداخت
بي مهري زمونه
_
هزار هزار شيميايي
هزار مجروح اعصاب
هزار شهيد گمنام
هزار تا آدم خواب
_
هزار هزاران‌ پدر
هزار هزار تا مادر
هزار تا ديده به راه
هزار هزار تا همسر
_
هزار هزار پرستو
هزار هزار شقايق
هزار هزار پرنده
هزار هزار تا عاشق
_
هزار هزار ناسپاس
هزار هزار باصفا
هزار تا زخم زبون
هزار تا مهر و وفا
_
شاعر قصه ي ما
با اون قلب شکسته
قلبي که مشکل داره
تو آي سي يو نشسته
_
چنت ماه پيش شنيدم
شاعر ما _بيماره
به کمک و دعاي
ما ها نياز داره
_
تا اين که بيرون بياد
شعر بخونه دوباره
بازم براي ما ها
اتل متل بياره

اتل متل يه شاعر
مي گف شفا مي گيرم
من از حضرت زهرا(سلام الله عليها)
يه روز دوا مي گيرم
_
اتل متل يه شاعر
که ديگه بين ما نيست
توي درس محبت
نمره ي اون شده بيست
_
آقا مي گفت_ که کم نيست
اين از کار شهيدا
گسي زنده بداره
نام و يادي از اون ها
_
اتل متل يه شاعر
که سکته کرد و جون داد
با حرفي که آقا گفت
کي خوام بگم که خون داد
_
اتل متل يه شاعر
اون که شفا گرفته
از سه نفر يه باره
همون شفا گرفته
_
اتل متل يه شاعر
با ذکر نرگس و ياس
رسيد به وصل جسين(عليه السلام)
رسي به وصل عباس(عليه السلام)
_
ولادت حسين(عليه السلام) بود
بسته شد اون چشم پاک
ولادت سقا بود
دفن شدش زير خاک
_
گر چه سپهر ماها
ديگه شعر نمي خونه
مي خوام بگم که راهش
بازم زنده مي مونه
_
اتل متل يه دنيا پر
از زشتي و فحشا
يه سيدي از خمين
کرد اون و شهر گل ها
_
اتل متل جوونا
که مثل پروانه ها
دور شمع وجودش
پر مي زدن اون روزا

اتل متل يه شاعر

اتل متل يه شاعر
اسم خداي رحمان
اول قصّه ي ماست
قصّه ي قصّه گوي
قصّه هاي غصّه هاست
_
اتل متل يه شاعر،
پر از شوره و احساس
قصّه مي گه ز نرگس
قصّه اي از گل ياس
_
اتل متل يه شاعر
مهربون و با صفا
هميشه مي نويسه
اون براي بچه ها
_
اتل متل يه شاعر
که درد جبهه داره
اتل متل مي خونه
قصّه داره دوباره
_
اتل متل يه شاعر
ضد ثموده و عاد
راوي يک حماسه
مثل حضرت سجاد
_
همون که شام و کوفه
شور و غوغا به پا کرد
با خطبه هاش اون جاها
عالمو کربلا کرد
_
شاعر قصه ي ما
اون شاعر_ شهيدا
پرستو شده حالا
جماعت بچه ها
_
چن ماه پيش مي گفتن
بستري و بيماره
مدتيه شاعرِ
ما کليه نداره
_
شاعر قصه ي ما
ابوالفضل سپهره
هموني که باني
اتل متل تو شعره
_
اتل متل يه بابا...
اتل متل راحله...
اتل متل يه مادر...
اتل متل يه جعبه...

يه موقعي با شعراش
شور و غوغا به پا کرد
ياد هزار تا مجروح
يادي ز لاله ها کرد
_
ياد اونا که رفتن
تو ذهن بچه ها کرد
ناله ز بي مهريِ
مردم و با اون ها کرد
_
شور توي دل ها انداخت
با لحن بچه گونه
به ياد ما ها انداخت
بي مهري زمونه
_
هزار هزار شيميايي
هزار مجروح اعصاب
هزار شهيد گمنام
هزار تا آدم خواب
_
هزار هزاران‌ پدر
هزار هزار تا مادر
هزار تا ديده به راه
هزار هزار تا همسر
_
هزار هزار پرستو
هزار هزار شقايق
هزار هزار پرنده
هزار هزار تا عاشق
_
هزار هزار ناسپاس
هزار هزار باصفا
هزار تا زخم زبون
هزار تا مهر و وفا
_
شاعر قصه ي ما
با اون قلب شکسته
قلبي که مشکل داره
تو آي سي يو نشسته
_
چنت ماه پيش شنيدم
شاعر ما _بيماره
به کمک و دعاي
ما ها نياز داره
_
تا اين که بيرون بياد
شعر بخونه دوباره
بازم براي ما ها
اتل متل بياره

اتل متل يه شاعر
مي گف شفا مي گيرم
من از حضرت زهرا(سلام الله عليها)
يه روز دوا مي گيرم
_
اتل متل يه شاعر
که ديگه بين ما نيست
توي درس محبت
نمره ي اون شده بيست
_
آقا مي گفت_ که کم نيست
اين از کار شهيدا
گسي زنده بداره
نام و يادي از اون ها
_
اتل متل يه شاعر
که سکته کرد و جون داد
با حرفي که آقا گفت
کي خوام بگم که خون داد
_
اتل متل يه شاعر
اون که شفا گرفته
از سه نفر يه باره
همون شفا گرفته
_
اتل متل يه شاعر
با ذکر نرگس و ياس
رسيد به وصل جسين(عليه السلام)
رسي به وصل عباس(عليه السلام)
_
ولادت حسين(عليه السلام) بود
بسته شد اون چشم پاک
ولادت سقا بود
دفن شدش زير خاک
_
گر چه سپهر ماها
ديگه شعر نمي خونه
مي خوام بگم که راهش
بازم زنده مي مونه
_
اتل متل يه دنيا پر
از زشتي و فحشا
يه سيدي از خمين
کرد اون و شهر گل ها
_
اتل متل جوونا
که مثل پروانه ها
دور شمع وجودش
پر مي زدن اون روزا

بوسه عاشقونه

آي قصه قصه قصه
نون و پنير و پسه
هيچ تا حالا شنيدي
تانکا بشن قناصه؟

ميدوني بهضي وقتا
تانکا قناصه بودن
تا سري رو مي ديدن
اون سر و مي پپروندن

سه راه شهادت کجاست؟
ميدو ني دوشکا چيه؟
ميدوني تانک يعني چي؟
يا آر.پي. جي زن کيه؟

آر.پي.جي زن بلند شد
"وما رَميتَ " رو خوند
تانک اونو زودتر زد
يه جفت پوتين ازش موند

يه بچه بسيجي
اونور ميدونه مين
زير شنيهاي تانک
له شده بود رو زمين

خودم تو ديده باني
با دوربين قرارگاه
رفيقمو مي ديدم
تو گودي قتلگاه

آر.پي.جي تو سرش خورد
سرش که از تن پريد
خودم ديديم چند قدم
بدون سر مي دويد

هيچ مي دوني يه گردان
که اسمش الحديده
هنوزم که هنوزه
گم شده ناپديده

اتل متل توتوله
چشم تو چشم گلوله
اگر پاهات نلرزيد
نترسيدي، قبوله

ديدم که يک بسيجي
نلرزيد اصلا پاهاش
جلو گلوله وايساد
زل زده بود تو چشاش

گلوله هم اومد و
از دو چشم مردونه
گذشت و يک بوسه زد
بوسه اي عاشقونه

عاشقي يعني اينکه
چشمهايي که تا ديروز
هزار تا مشتري داشت
چِندش مياره امروز

اما غمي نداره
چون عاشق خداشه
به جاي مردم، خدا
مشتري چشاشه